تاریخ انتشار : پنجشنبه 2 فروردین 1403 - 18:36
176 بازدید
کد خبر : 208889

الیزابت دبیکی این نمایش را از تام هیدلستون و هیو لوری دزدید

الیزابت دبیکی این نمایش را از تام هیدلستون و هیو لوری دزدید

  به گزارش وبسایت دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده انطباق مشکل است. اقتباس عطف به ماسبق حیوانی حتی خاردارتر است. در سال ۲۰۱۶، سوزان بیر کارگردان و دیوید فار نویسنده، رمان‌نویس جاسوسی جان لو کاره در سال ۱۹۹۳، کتاب مدیر شب را برای اولین بار به نمایش گذاشتند. یک مینی سریال بی‌انصافی

 

به گزارش وبسایت دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده انطباق مشکل است. اقتباس عطف به ماسبق حیوانی حتی خاردارتر است. در سال ۲۰۱۶، سوزان بیر کارگردان و دیوید فار نویسنده، رمان‌نویس جاسوسی جان لو کاره در سال ۱۹۹۳، کتاب مدیر شب را برای اولین بار به نمایش گذاشتند. یک مینی سریال بی‌انصافی عالی، «مدیر شب» از جیمز باند باند با شیک نئو نوآر خود بیرون می‌آید. به سبک جان لو کاره واقعی، مخاطرات روانی مدیر شب وحشتناک و هیجان انگیز تنش الکتریکی است. این یک وسیله نقلیه ستاره ای برنده جایزه برای تام هیدلستون، هیو لوری و اولیویا کولمن است، دو نفر اول که در مقابل تایپ بازی می کنند تا اثری عالی داشته باشند. کولمن، همانطور که عادت دارد، به راحتی روی صفحه تسلط دارد.

خارج از این سه نفر و در عین حال جدایی ناپذیر موفقیت آن، کمک های الیزابت دبیکی (برای این نقش) غیربرنده جایزه است. شش سال قبل از اینکه دایانا، شاهزاده خانم ولز را در The Crown تجسم کند و به یک نام آشنا تبدیل شود، بازی او در The Night Manager بی نظیر است – و او همتایان قابل توجهی داشت. مدیر شب که اکنون برنده گلدن گلوب برای The Crown شده است، ثابت می کند که دبیکی که در آستانه یک پیشرفت معلق بود، قبلاً یک ستاره بود. و در پیچشی که شایسته جان لو کاره است، اما بر خلاف او، شخصیت دبیکی «فقط» زن کشنده یا دختری نیست که در مضیقه است. بیر و فار با اقتباس از «مدیر شب»، کلیشه‌های محدودکننده زنانه ژانر جاسوسی را تغییر دادند، که برخی از آن‌ها لو کاره به گسترش آنها کمک کرد.

 

«مدیر شب» یک کلیشه را روی سر خود می چرخاند

کار جان لو کاره به نفع دیدگاه مردانه است. به همین ترتیب، سریال مدیر شب بر شخصیت انتقام جو جاناتان پاین (هیدلستون)، یک سرباز سابق و صاحب هتل مجلل متمرکز است که به دایره داخلی ریچارد روپر (لوری) فروشنده بدنام اسلحه نفوذ می کند. روپر که اغلب به عنوان “بدترین مرد جهان” شناخته می شود، باعث مرگ معشوق پاین شد. طبیعتاً خشم پاین انتقام گیری او را شخصی می کند، نه میهن پرستانه. این استناد است. جد مارشال اثر الیزابت دبیکی که از دید پاین معرفی شد، چیزی بیش از دوست دختر شرور به نظر نمی رسد. پاین به طور طولانی او را مورد مطالعه قرار می دهد، و در سکوت به اندازه مخاطبان درباره او گمان های ردکننده می کشد. جد، بلوند و مجسم، می‌تواند یک معشوقه جایزه‌ای باشد که آنقدر آماده است که بفهمد دوست پسر بزرگ‌ترش چگونه ثروتش را به دست می‌آورد. شاید او یک زن مهلک با لباس باشکوه است که هیچ تردید اخلاقی در مورد موقعیت خود ندارد. او مطمئناً از حمام کردن در ملاء عام ابایی ندارد. در حالی که دوربین در حال پخش پروکسی برای چشمان پاین است، این نگاه مرد کتاب درسی است. جد لباسش را از تنش در می‌آورد، و یکی تقریباً صدای آهی جمعی و خشم‌آمیز از فراگیر شدن یک ترانه دیگر می‌شنود.

هنگامی که جد اولین صحنه خود را به تنهایی می بیند، آن برچسب ها از بین می روند. اپیزود ۲ با مراسمی با دقت تنظیم شده آغاز می‌شود، مراسمی که جد از زیر دوش بیرون می‌آید، آرایشی عالی انجام می‌دهد و یک قرص سفید کوچک می‌خورد. یک تماس غیرمنتظره از سوی مادرش این توهم را از بین می‌برد، و این نیز زیرکی مدیر شب را نشان می‌دهد. جد بی سر و صدا و کاملاً بدبخت است. پولی که او به‌عنوان معشوقه روپر به دست می‌آورد، پسرش را تأمین می‌کند، پسری که در ۱۷ سالگی در اختیار خواهرش گذاشته بود و مثل یک عضو بریده دلتنگ او می‌شود. روپر نمی‌داند زیرا با بسته‌بندی همراه نبود. قوانینی برای این زندگی پرمخاطره وجود دارد. با این حال، جد نمی تواند در مورد پسرش سوال نکند. الیزابت دبیکی که ناامیدانه سعی می کند آرایش تازه خود را با اشک خراب نکند، زیر شکم آسیب پذیری را نشان می دهد که مانند برگ در طوفان ضربه خورده است. این حالت شکننده ای از خود بیزاری است که توسط مادرش تشدید می شود و مطمئن می شود که جید می داند که او “هیچ چیزی جز یک فاحشه کثیف” نیست. در پاسخ، جد خشک بقیه قرص هایش را می بلعد. وقتی کسی در می زند می پرد و ماسک دوباره جمع می شود. این زن به سختی خود را نگه می دارد و با کوچکترین اختلالی برای خرید به تکاپو افتاده است. همه چیز خارج از حریم اتاق خواب جد یک اجرا است.

 

مدیر شب با تعدیل عمدی متن جان لو کاره، یک کلیشه جاسوسی رایج را تحلیل می‌کند. ممکن است خودمختاری جید محدود باشد، اما او زمانی اتفاق می‌افتد که کسی به عشق دور ریخته‌شده صدا، چشم‌انداز و وسعت می‌دهد. دبیکی عاشق پیچیدگی انسانی کاراکتر بود و به Vogue گفت: “در ژانر جاسوسی اغلب این زنان را می بینید که کلیشه ای هستند […] اما متأسفانه، با چیزهای زیادی پشت سر هم نیستند. شخصیتی که جید احساس می کند نیاز به بودن دارد، یک نوع است. مانند یک دختر باند: همیشه پر زرق و برق، همیشه بی زحمت به نظر می رسد، همیشه واقعا شیک به نظر می رسد، هرگز در این دنیا اهمیتی ندارد. این واقع بینانه نیست، اما برای همگام شدن با روپر باید این زن باشد. او نقش را خیلی خوب بازی می کند. یا سخت تلاش می‌کند، و بنابراین او خیلی سرکوب می‌کند – واقعاً چه کسی است. سوزان بیر موافقت کرد: “بله، [جد] دوست دختر است، اما او یک شخصیت مخفی و آشفته است. ایده این بود که با هر شخصیت به عنوان یک جاسوس رفتار کنیم، حتی اگر جاسوس نباشند. اگر با هر فردی به عنوان یک جاسوس رفتار کنید، این واقعیت را می پذیرید که همه آنها رازهایی دارند و هرگز کاملاً با یکدیگر صادق نیستند.”

 

«مدیر شب» به نقاط قوت الیزابت دبیکی می‌پردازد

همانطور که گفته شد، بازی موش و گربه معکوس تام هیدلستون و هیو لوری بیشتر قسمت مدیریت شب را در بر می گیرد. هنگامی که جد متوجه فساد روپر می شود و به آرمان پاین می پیوندد، وارد یک عاشقانه خطرناک با پاین می شود. نکته مهم در مورد گنجاندن چشم انداز زن در ساختار داستانی مرد محور این است که آیا جد در تمام طول مدت یک بازیگر احساسی باقی می ماند یا خیر. او انجام می دهد. Debicki هر نگاهی را با لایه به لایه القا می کند. او مراقب و مراقب است تا حدی که جیوه دارد. از جمله هدایای بسیار او، حساسیت شدید او است که اغلب از چشمانش می گذرد: پرنسس دایانا دبیکی میراثی از درد را با سر پایین و نگاه بلندش منتقل می کند. جید به دلایل مختلف پنهان می شود. با این حال، هنگامی که می دانیم او از پشت نقابش با دندان و ناخن جان سالم به در می برد، این یک رمز شکن برای مخاطب است.  

یا حداقل می‌فهمیم که جید مایل است و می‌تواند چه چیزی را نشان دهد. او در قوانین بازی ماهر است زیرا عادت شده است، اما محافظت از پسرش بازی نیست. دبیکی به بی‌بی‌سی گفت: «کاری که من فکر می‌کنم جد به خاطر سلامت عقل، بقا و سلامت روان خود توانسته انجام دهد این است که جلوی این واقعیت را بگیرد که او مشکوک است و تلاش می‌کند در یک نادانی اجباری زندگی کند.» جد هرگز این را صراحتاً نمی‌گوید. او لبه‌هایش را می‌چرخاند، مخصوصاً بعد از اینکه پاین گریه‌اش را برهنه در رختخواب می‌گیرد. او به او می‌گوید: «برای من مهم نیست چه کسی مرا برهنه می‌بیند.» «من اهمیت می‌دهم که چه کسی مرا در حال گریه کردن ببیند.» پاین حرام را دید. جید که به عنوان زخمی در معرض سپسیس آسیب پذیر است. او هم بازمانده و هم قربانی است، زنی که با طناب زدن مداومش بین هویت ها تعریف می شود. او مجری دیگری را در کاج می شناسد و این دنیای او را به هم می زند. شکاف هایی در نمای او ظاهر می شود و درد او نشت می کند.

 

هنگامی که جید به دنبال پاین می افتد و زندگی اش شکسته می شود، زبان بدن دبیکی چند اینچ تسلیم می شود: لمس لب هایش پس از اینکه جاناتان او را می بوسد، عملی که او متقابلاً جواب نمی دهد. حالت خنثی او به لبخندی بی پیرایه تبدیل شد. خیانت روپر با ظاهری بی‌حرکت از خشم برنده شروع می‌شود و با خیره شدن چشمان درشت طعمه‌های بداخلاق به پایان می‌رسد. در شش قسمت، دبیکی از یک مجسمه محفوظ یونانی به یک انسان پشیمان و گمشده تبدیل می شود. این بازیگر به Digital Spy گفت که فرمت مینی سریال به آنها این آزادی را می دهد: دبیکی گفت: “هر احتمالی وجود دارد که در نسخه دو ساعته مدیر شب”، دبیکی گفت: “جد نتواند به اندازه او در تلویزیون وجود داشته باشد. نشان دهید – زیرا ما برای انجام این کار وقت داریم.”

 

«مدیر شب» بدون الیزابت دبیکی کار نمی کند

این تمرکز زنانه احتمالاً از سوزان بیر، فیلمساز دانمارکی برنده جوایز و بخشی از جنبش Dogme 95 این کشور است که رئالیسم را ارزشمند می‌دانست. تیم سازنده با زوایای دوربین و ضربات ویرایش بر درونی بودن جد تاکید می کند. دبیکی درباره بیر گفت: «سوزان بهترین کارگردانی است که می‌توان با او کار کرد، به این معنا که او شما را وادار می‌کند تا قسمت‌هایی از شخصیت و بخش‌هایی از خودتان یا صحنه را به گونه‌ای بررسی کنید که حتی فکر نمی‌کردید توانایی آن را دارید. او همیشه به دنبال حقیقت هر شخصیت است.»

 

بیر این تناژ را برای بازیگران کامل The Night Manager اعمال می کند. همه تکلیف را فهمیدند و برای اثبات آن قوانین طلا را به خانه بردند. به طرز متناقضی، این موضوع عدم شناخت الیزابت دبیکی را شگفت‌انگیزتر می‌کند. صنعت به او رسید، اما مدیر شب ثابت می کند که ورودش با تاخیر بوده است. حتی در مقابل تام هیدلستون در اوج شهرت، مینی رنسانس هیو لوری، و اولیویا کولمن در حال رشد، این دبیکی است که روح سنگین و چخماق مدیر شب را بر روی شانه های خود حمل می کند. هنگامی که او قلب داستان را به چنگ آورد، تا زمانی که این داستان او را آزاد نکند حاضر به رها شدن نیست. چقدر برای یک «باند دختر» انسانی شده مناسب است، زنی که بسیار بیشتر از مجموع فرضیات ماست. 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 3 در انتظار بررسی : 3 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.